تبليغاتX
یک فنجان چای تلخ - اوسانه سی سانه.....
داستان کوتاه

 

بزرگداشت از جشن باستانی مهرگان و اهدای جایزه های ادبی خانه داستان بلخ

                                      20 میزان 1388 – مزار شریف

 

كارت دعوت به دستم نرسيده بود. ولي شفيق نامدار، امين محمدي و تقي واحدي هر كدام جداگانه تليفن زده‌اند و به نوبه خود دعوتم كرده‌بودند تا دوشنبه شب بيستم ميزان (مهر) شبي را با داستان سر كنيم و داستاني از مهرگان امسال را با دوستان  سر كنيم.

هر سه دوست گفته‌ بودند برنامه ساعت پنج عصر در فضاي سبز صحن هتل كفايت برگزار خواهد شد و من كمي با تاخيري ناخواسته از آغاز برنامه بازماندم. و فقط به انتهاي سخنراني آقاي «صالح محمد گردش» نويسنده و پژوهشگر در مورد جشن مهرگان، چگونگي به وجود آمدن آن و نحوه‌ي برگذاري آن طي سال‌هاي متمادي، رسيدم. خوشبختانه وي اولين سخنران جلسه بود و برنامه تازه شروع شده بود.

حس كنجكاوي‌ام مرا وامي‌داشت تا به هر سو بنگرم از فضاي زيباي باغ و ميزهاي چيده شده بر روي فرشي طبيعي از چمن تا مهماناني از هر دسته، بيشتر فرهنگي و آشنا.

چند ميز به صورت طولي چيده شده بودند تا در دو طرف خود مهمانان عزيزي را بنشاند كه هر كدام وزنه‌اي هستند بر فرهنگ، ادبيات و هنر زبان فارسي، به خصوص در افغانستان و اهالي بلخ. اين‌ها آمده بودند تا امشب همزمان هم مهرگان را گرامي بدارند و هم بستايند جواناني را كه در در آزمون داستان‌نويسي خانه‌ي داستان بلخ اشتراك نموده بودند و مقامي آورده بودند. مسابقه‌اي كه با همكاري مالي خانم مریم محبوب و اقای بابا کوهی دونویسنده ی کشور مقیم کانادا براي بار دوم برگزار مي‌شد. و طي آن نويسندگان جوان دري زبان به رقابت مي‌پردازند.

اجراي برنامه بر عهده شفیق  نامدار بود. او براي صحبت‌ نامي را صدا زد كه بر حسب اقبال خوب ما اين ايام را در مزار شريف به سر مي‌برد. «سيد اسحاق شجاعي» نويسنده پيشگام و پژوهشگر در زمينه داستان براي ما از ادبيات داستاني و داستان افغانستان گفت.

سپس  تقي واحدي در گزارشي چند دقيقه‌اي خلاصه فعاليت‌هاي يك ساله خانه‌ي داستان بلخ را براي آشنايي بهتر و بيشتر مهمانان خواند. او در اين گزارش به بيست و چند داستاني كه در جلسات دو هفته يك بار اشاره كرد و به نحوه‌ي نقد و نظر بر داستان‌ها. همچنين در انتهاي گزارش از همه‌ي كساني كه طي اين يك سال با خانه‌ي داستان بلخ همكاري كرده بودند و از اعضاي اين خانه اظهار قدرداني و سپاس نمود.

بعد از او نوبت خواندن چند داستان رسيد. «فرخنده آرزو آبي» بانويي كه به تازگي مجموعه داستاني‌اش به نام «پنجه‌هاي سرد» از سوي انجمن قلم افغانستان چاپ شده است، داستاني خواند و سپس يكي ديگر از بانوان نويسنده به نام «نيلوفر نساء».

هنوز هواي شب مهرگان آنقدر سرد نشده بود كه نتوان با شنيدن چند داستان و شعر آن را گرم كرد. پس نامدار از شاعران جوان بلخ، «سهراب سيرت»، «هديه ارمغان»، «شهير داريوش» و... مي‌خواهد با خواندن شعرهايي در حال و هواي اين شب به ياد ماندني از مهمانان پذيرايي كنند.

در نهايت نوبت آن رسيده بود تا نام برندگان آزمون از ميان كساني كه داستان‌شان برگزيده شده بود تا به مرحله‌ي دوم برسد، اعلام شود. نامدار ابتدا به معرفي داستان‌ها و نويسندگاني راخواند كه به اين مرحله راه يافته‌بودند:

داستان «چاقوي ميوه خوري» از «محمد امين محمدي»

داستان « چند حدیث از آیت الله» از « محمد تقي اخلاقي»

داستان « ما دو مترسك بوديم» از « سكينه محمدي»

داستان « دختر دهقان » از « نجيب نجوا»

داستان « میخ هایی که چیزی برای آویختن نداشتند » از « معصومه حسيني»

داستان « پنج متری » از « رحیم الله مهریار »

و گروه داوران شامل؛ « تقی واحدی»، «  جواد خاوري»، « محمد حسين محمدي»، «مريم محبوب» و   داستان « میخ هایی که چیزی برای آویختن نداشتند» از « معصومه حسيني» را شايسته مقام نخست دانسته بودند كه بر علاوه تنديس، مبلغ پانزده هزار افغاني را برنده شده بود.

جايزه دوم هم شامل تنديس يادبود و مبلغ ده هزار افغاني به داستان «ما دو مترسك بوديم.» نوشته‌ي «سكينه محمدي» رسيد و داستان « چاقوي ميوه‌خوري» از «محمد امين محمدي» با دريافت تنديس يادبود و مبلغ پنج هزار افغاني حائز مقام سوم شد.

چون برندگان اول و دوم از خارج افغانستان دراين مسابقه شركت كرده بودند، جوايزشان به صورت نمادين از دست پير پرافتخار كوچه‌هاي فرهنگ بلخ «استاد عمر فرزاد» و سید اسحاق شجاعی  به بچه‌هاي فرهنگي بلخ داده شد تا در فرصت مناسب به دست نويسندگان جوان و خوش قريحه برنده برسند.

بعد از ختم مراسم توزيع جوايز و صرف غذاي شب، فرصتي مناسب پديد آمد تا با گرفتن عكس‌هاي يادگاري خاطره‌ي اين روز را براي هميشه جاودانه بسازيم. تا سال دیگر یاالله و یا نصیب

(سید علی موسوی)

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 11:48  توسط سکینه محمدی  |